اين همه قافيه كز خاطرِ من ميگذرد حاصل مستی ام از یادِ چو میخانه ی توست
من به دنبالِ تو از میکده ها رد شده ام این دل افسونِ شرابی ست كه در خانه ی توست
سر سودازده در پیچ و خمِ زلفِ خیال روز و شب منتظرِ تکیه گهِ شانه ی توست
من هزار و یکمین قصه ی شب را گفتم باز این شب زده، بیدار ز افسانه ی توست
تو به اشعارِ من آن گنجِ نهان از ازلی و دلم بس که خرابت شده، ویرانه ی توست
کعبه عشقی و من دورِ سرت میچرخم قبله گاه غزلم، روی چو بتخانه ی توست
همه من .............................ما را در سایت همه من .......................... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 62